كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

737

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نظم عالم منوّر است از اين حسن اجتماع * گيتى مشرّف است بدين يمن اقتران آغايان و شاهزادگان و امرا و نوينيان دست نثار به يك‌باره گشاده هوا گوهربار و زمين از زرگران بار گشت و مدتى به عيش و عشرت گذرانيده صداى نواى طرب به زهرهء ازهر رسانيدند و حسن آن جشن دلپذير و لطف آن طوى بىنظير در تقرير و تحرير نمىآيد . مصرع وراى حدّ تقرير است شرح بزم آن حضرت و در اين ولا ، ايلچيان تنغوز خان از طرف خطا با تحف و هدايا رسيده به وسيلهء امرا شرف بساط بوس يافته پيشكشها كشيدند و سخن پادشاه خود به عرض رسانيده اجازت مراجعت يافتند و حضرت صاحب‌قران اميرزاده محمد سلطان را در وقت تحويل آفتاب به حوت ، نامزد ضبط سرحدّ مغولستان فرمود و امراى بزرگ بردى بيك ساربوغا و امير حاجى سيف الدين و خداداد حسينى و امير شمس الدين عباس را با چهل هزار سوار مقرّر فرمود كه در اشپره قلعه خيزانيده آن نواحى را به زراعت و عمارت آبادان سازند و آن حضرت عازم سمرقند شده چند روز در آن بلدهء بىمانند به خرّمى گذرانيد و از آن‌جا عزيمت كش نموده در هفت فرسخى سمرقند به كوهى رسيد كه در دهانهء آن رودخانه‌اى جارى بود و فرمان فرمود كه در آن محل باغى چون ارم سازند و قصرى بديع پردازند . چون ساخته و پرداخته شد تخت قراجه خواندند و اعلام ظفر اعلام به راه رباط يام روان شد . در آن اثنا ، اميرزاده شاهرخ از قشلاق استراباد به راه ماخان عزيمت نموده به سعادت ملازمت رسيد و حضرت صاحب‌قران در يورت قديم خويش به دولت و اقبال و حفظ عنايت ذو الجلال چند روز گذرانيد . نهضت صاحب‌قران به جانب ممالك هندوستان و چون به ميامن نصرت الهى و فيضان فضل نامتناهى ، حضرت